نگاهی به سی و سومین جشنواره بین المللی فیلم فجر

 

مصطفی سیدآبادی

مقدمه:

سینمای ایران بی بضاعت است و بی بضاعتی آن به امکانات و تجهیزات و یا دانش فنیو تکنیکی آن نیست، بی بضاعتی آن از خالی بودن اندیشه و اندیشمندان است، در سینمای هالیوود و جوامع پیشرفته غرب علم و فلسفه پشتوانه سینما است و پژوهشها و یافته های علمی در هنر ظهور و بروز می یابد و از طریق مدیوم سینما وارد زندگی مردم می شود. اما در کشور ما سینما جدی گرفته نمی شود نه از جانب اندیشمندان و نه از جانب خود دستندرکاران سینما، و مردم نیز به طبع سینما را جدی نمی پندارند نه به عنوان سرگرمی، نه یک رسانه قدرتمند که حرفی برای گفتن دارد.

سینمای ایران سینمای جریان ساز نیست، همه چیز در سطح حرکت می کند به هر مسئله ای حتی مسائل ارزشی پرداخت جدی نمی شود، سینماگران نسل گذشته ما که اکثرا صاحب کرسی های اصلی فیلمسازی هستند، سواد آکادمیک نداشته و صرفا با کار تجربی در این مدیوم صاحب سبک شده اند و سینماگران نسل جدید نیز اکثرا تحصیلات آکادمیک خود را در دانشگاه های هنری گذرانده اند که فقط فرم و تکنیک در آنها آموزش داده می شود و خبری از پروراندن اندیشه نیست و پیوندی بین فیلمسازان و اندیشمندان نیز شکل نمی گیرد.

پس مسئله سنجی و نیاز سنجی جامعه از کجا باید به وجود آید؟، چقدر از فیلمهای به اصطلاح ژانر اجتماعی سینمای ما نیازهای واقعی جامعه را منعکس می کنند؟، چندتن از فیلمسازان ما جامعه شناسند یا از جامعه شناسان در پژوهش فیلمهایشان بهره می برند؟، چرا فیلمسازان دغدغه های فردی و حدیث نفس های خود را بجای دغدغه اجتماعی و سینمای اجتماعی جا می زنند.

جشنواره فیلم فجر در سی و سه دوره خود در بین فیلمسازان، دست اندرکاران و مخاطبین جدی سینما جایگاه خود را یافته است و تقریبا جشنواره هرساله تعیین کننده رویکرد فیلمهای سال آینده است. اما به نظر می رسد این جایگاه بدون هدف است و هنوز مسئولین به شناخت درستی از اهداف جشنواره نرسیده اند.

آیا هدف برگزاری جشنواره فیلم فجر صرفا کارناوالی برای شادی و رونمایی از فیلمها و پخش جایزه برای عده ای است، که اگر چنین است چه نیازی به برگزاری 10 روزه این جشنواره و حضور منتقدان، کارشناسان و اهالی رسانه است، چرا نباید به مانند سایر جشنواره های خارجی همچون اسکار فیلمها ابتدا به اکران گذاشته شوند و بعد از دیده شدن طی یکروز برگزاری جشن به فیلمها جایزه داده شود؟ و اگر هدف جشنواره دیده شدن آن توسط متخصصان فن و اهالی رسانه و بررسی آن قبل از اکران است، چرا نباید نقد جدی آثار صورت گیرد؟، مگر هدف از نقد چیزی غیر از اصلاح اشتباهات، و مشکلات احتمالی اکران عمومی است. در چنین شرایطی آیا بهتر نیست نقدهای جدی تر و موثر تری بر فیلمها صورت گیرد تا کمکی به فیلمسازان و ارتقای سینمای ایران باشد؟!.